عکس عاشقانه

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم
فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم حافظ

THE MAGIC IS IN YOU

دلم که تنگ می شود می روم و گوشه‌ای از زندگی می‌نشینم دلم را پهن می‌کنم در جای جای خیالت
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم حافظ
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست
و آتش چهره بدین کار برافروخته بود حافظ
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم حافظ
<div class="b"> <div class="m1"> <div class="b"> <div class="m1"> همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی </div> <div class="m2"> به پیام آشنایان بنوازد آشنا را </div> </div> <div class="b"> <div class="m1"> چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی </div> <div class="m2"> دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را حافظ </div> </div> </div> </div>
ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت حافظ
اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مهرت از جانم فراموش
دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
حافظ